امروز سالگرد وبلاگمه
خیلی خوشحالم ... پارسال همچین روزی یکی از بهترین روزهای عمرم بود ... کاش بازم تکرار بشه
چه زود گذشت و چه خوب گذشت ... خاطره اش تا همیشه توی ذهنم میمونه
تولدت مبارک وبلاگ عزیزم
بعضی وقتا دلم برای موجودی به اسم زن میسوزه ... هیچوقت دلم نمیخواد مرد باشم ... ولی اگه قرار بود مرد میشدم ترجیح میدادم کسی مثل آقای نزار قبانی باشم .
حسودیم میشه به کسی که دوستش داشته ... یعنی هستن آدمایی که نظرشون نسبت به زن مثل اون باشه ؟
شعرهای عاشقانهام
بافته انگشتان توست
و ملیله دوزی
زیباییات
پس هرگاه
مردم شعری تازه از من بخوانند
تو را سپاس میگویند!
چند تا از شعراش رو میذارم ... خیلی قشنگن
کاش یه روز برسه که نظر همۀ مردا مثل اون باشه
وقتی تو نیستی
تمام خانه ما درد میكند!
میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود
تقریبا 45 روز اینترنت نداشتم داشتم دق میکردم
تازه میخواستم تولد خودم رو تبریک بگم نشد
ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است
"" تولدم مبارک ""
اینقدر دلم میخواست برمیگشتم به یکسال پیش تابستون ... اونوقت بیشتر قدر تو رو میدونستم
هییییییییی روزگار ...
ولی میدونم خدا اینقدر بزرگه که بازم از این فرصت های شیرین جلو راهم میذاره
برگرد!
این جا طبیعت ،
- آنسان که می نماید -
طبیعی نیست
امشب
شعري نخواهم نوشت
بيست و ششمين شمع را
براي تولدت روشن ميكنم
و پرهايم را طواف ميدهم
بر گرد آتشي كه تــــو در جانم روشن كرده يي
بيست وشش تكه خاكستر كوچك كافي است
تا پر سوخته حرمت پيدا كند.
جشن تولد توست
و من
بيست و شش بار به دنيا مي آيم و خاكستر مي شوم
تا راز حضور تو را بدانم.
ققنوسم من امشب!
تولدت مبارك

بانوی من!
یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست _ یک روز عاقبت.
نه با سفری یک روزه
نه با سفری بلند
بل با آخرین سفر
یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست _ یک روز با عاقبت.
نه با کلامی کم توشه از مهربانی
نه با سخنی توبیخ کننده
بل با آخرین کلام
یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست _ یک روز عاقبت
تو باید بدانی عزیز من
باید بدانی که دیر یا زود _ اما،
دیگر نه چندان دیر_ قلبت را خواهم شکست؛
و کاری جز این هم نمی توان کرد...امشب با تمام خستگی خیلی می خواستمت اما نیومدی
كاش پيشم بودي ... كلي حرف دارم بزنم برات
سخت دلتنگم، كسى چون من مبادا
سوگ، حتى قسمت دشمن مبادا !

...
نگران همه بودی اما
هیچکس نگران تو نبود ...
مامانی تولدت مبارک



